اشتباه در بازاریابی محتوا چگونه اتفاق می افتد؟

اشتباه در بازاریابی محتوا چگونه اتفاق می افتد؟

زمانی که مانند یک مسئول روابط عمومی فکر کنید!…

اگر می خواهید به عنوان یک بازاریاب محتوا به طور جدی مورد توجه قرار بگیرید، نباید مانند عضوی از تیم روابط عمومی فکر کنید.

اگر می خواهید نشان دهید که بازاریابی محتوا می تواند به طور متمایز در نتایج یک کسب و کار مشارکت داشته باشد، یک اشتباه در بازاریابی محتوا استفاده از معیارهای روابط عمومی یا PR است.

هر بار که سعی کنید برای نشان دادن “ارزش” محتوای خود از معیارهای متمرکز بر PR استفاده کنید، برنامه بازاریابی محتوا کمی می میرد.

مطمئنا روابط عمومی و بازاریابی محتوا همپوشانی دارند، اما آنها یکسان نیستند. (من همان قدر که یک بازریاب محتوا را به رسمیت می شناسم، حرفه ی روابط عمومی را نیز به رسمیت می شناسم. از نظر من هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد، به سادگی می توان گفت که اهداف متفاوتی دارند و نیاز به معیارهای متفاوت نیز دارند.)

 

تفاوت بین روابط عمومی و بازاریابی محتوا

روابط عمومی، توسط انجمن روابط عمومی آمریکا این گونه تعریف شده است: “یک فرآیند ارتباطی استراتژیک است که روابط دو طرف سودمند بین سازمان ها و مردمشان را ایجاد می کند.”

بازاریابی محتوا، که توسط مؤسسه بازاریابی محتوا تعریف شده است، یک رویکرد بازاریابی استراتژیک است که بر روی ایجاد و توزیع محتوای با ارزش، مرتبط و سازگار برای جذب و حفظ یک مخاطب به طور مشخص تعریف شده  و در نهایت، برای هدایت مشتری سودآور است.

هر دوی روابط عمومی و بازاریابی محتوا به عنوان رویکردهایی استراتژیک، دستیابی به مخاطبان تعیین شده با یک روش برد، برد را هدف قرار می دهند. اما بازاریابی محتوا یک گام به جلو (بخش بازاریابی) می رود، گامی برای برای هدایت مشتری سودآور.

به همین دلیل گزارش های شما باید نشان دهند که چگونه بازاریابی محتوا باعث می شود مشتریان اقدام کنند و این اقدام به خرید نهایی محدود نمی شود.

 

چشم ها در برابر دست ها (معیارهای PR در برابر معیارهای بازاریابی محتوا)

اندازه گیری PR حول چشم ها می گردد:

  • چند نفر می توانند محتوا را ببینند؟ این هدف (reach) است.
  • چند نفر آن را دیدند؟ این تاثیرات ( impressions) است.
  • نام تجاری چند بار cite شده است؟ این mentions است.

مطمئنا،  اندازه گیری PR به آرامی بر روی آنچه که دستها انجام می دهد، تاثیر می گذارد  منظور از کارهایی که دست ها انجام می دهند “لایک”، “اشتراک گذاری” یا “نظرات”است. اما این برای درگیر کردن است.

کارشناس ها ارقام اعدادی را که بر چشم متمرکز هستنذ را از رده خارج می کنند. آن ها بیهوده نیستند. به پرسنل روابط عمومی این امکان را می دهند تا چگونگی رسیدن استراتژی ارتباطاتشان به هدف را ارزیابی کنند.

اما برای بازاریاب های محتوا، این معیارهای eyeball اگر به تنهایی مورد استفاده قرار گیرند، جالب نیست. ممکن است به دلیل یک reach بیشتر یا بازدیدکننده های بیشتر و یا لایک بیشتر خوشحال شویی، اما این اعداد ارقام باید منجر به اقداماتی شود. این بازاریابی محتوا محسوب می شود.

در مطلب بعدی، این بحث را ادامه خواهیم داد و با معیارهای ضروری بازاریابی محتوا آشنا خواهیم شد.

معیارهای ضروری بازاریابی محتوا

البته که هدف نهایی شما از بازاریابی محتوا این است که مخاطبان خود را ترغیب کنید که پول بیشتری برای محصولات و خدمات شما خرج کنند. اما همان طور که انتظار دارید، برای رسیدن به آن نقطه باید مزاحل زیادی را سپری کنید- و نیاز دارید که ارزیابی کنید که چگونه تاکتیک های بازاریابی محتوای شخصی شما به هر مخاطب کمک می کند که هر مرحله را کامل کند.

این کار را چگونه باید انجام دهید؟ فرآیند بازاریابی محتوا را به 4 قسمت تقسیم کنید(هر کدام را با هدف خاص خودش).
+

مرحله اول: ما را ببینید

محتوای شما نیاز به جذب افراد دارد. در این مرحله، معیارهای PR می توانند به خوبی کار کنند زیرا آنها بر روی مشاهده و مصرف قرار می گیرند، مانند:

  • ترافیک وب سایت
  • میزان مشاهده (impressions) در شبکه های اجتماعی: شناسایی تعدا افرادی که محتوای شما را مشاهده کرده اند.
  • تعداد مشاهده های ویدئوها

 

مرحله دوم: کاری انجام دهید، هر چیزی

هنگامی که چشمهای مخاطب را می بینید، به دستهای خود برای انجام یک اقدام عمدی نیاز دارید تا نشان دهد که می خواهید با مخاطب خود ارتباط برقرار کنید. این معیارها را به عنوان اولین تحلیل های “تبدیل” برای مخاطبان خود در نظر بگیرید. آنها عبارتند از:

  • ترافیک از صفحه ی نتایج موتور جست و جو
  • لایک ها یا سایر گزینه های احساسی و یا نظرات در رسانه های اجتماعی یا پست های وبلاگ
  • نرخ پخش ویدئو

 

مرحله سوم: به ما اعتماد کنبد

در این مرحله هدف شما این است که مخاطبان به محتوا و نام تجاری شما به عنوان یک منبع قابل اعتماد باور داشته باشند. معیارهایی برای ارزیابی عبارتند از:

  • فالووهای توئیتر یا لایک ها در صفحه فیس بوک
  • کلیک بر روی لینک های داخلی یا خارجی در محتوا
  • تعداد اشتراک گذاری ها یا فروارد محتوا
  • بر چسب ها در شبکه های اجتماعی: ببینید چند بار نام تجاری شما توسط افراد استفاده شده، یا به اصلاح شما را تگ کردند
  • به استراک گذاری ویدئو
  • تعداد مشترکین

 

مرحله چهارم: از ما خرید کنید

در این مرحله، مخاطب تبدیل به یک مشتری راغب یا حتی خریدار می شوند. معیارهای این مرحله عبارتند از:

  • تولید مشتری راغب: تعیین اینکه چه تعداد از مردم ممکن است خواهان برند شما باشند تا با آن ها برای یک فروش بالقوه ارتباط برقرار کتید.
  • ترافیک به صفحات مربوط به فروش: تجزیه و تحلیل ترافیک صفحه فروش، برای دیدن اینکه بازاریابی محتوا آن ها را چقد جابه جا می کند.
  • طول چرخه فروش: مدت زمان چرخه خرید افرادی که مصرف کننده محتوا هستند با افراد دیگر را مقایسه کنید.
  • داده های CRM: تجزیه و تحلیل موجود را ارزیابی کنید تا ببینید که چند مشتری (یعنی افرادی که خریدی کرده اند) در یک مرحله اولیه از بازاریابی محتوا شرکت کرده اند (به عنوان مثال، به اشتراک گذاری ویدیو یا تماشای آن).

 

اجازه ندهید بازاریابی محتوای شما بمیرد

شما یک بازاریاب محتوا هستید. مانند یک بازاریاب محتوا عمل کنید! به معیارهای چشمی توجه نکنید. یک استراتژی تحلیلی متفکرانه و دقیق برای ارزیابی محتوا برای مخاطبان خود بسازید.

اگر چهار مرحله ای که در بالا ذکر شد را دنبال کنید، یعنی ببینید، انجام دهید، اعتماد کنید و بخرید- شما یک درک استراتژیک از ارزش بازاریابی محتوا برای بهبود نام تجاری خود نشان می دهید. و راهی برای دانستن این که برای استراتژی بازاریابی محتوای شما چه چیزی کار می کند و چه چیزی کار نمی کند، خواهید داشت. و این کمک خواهد کرد که برنامه بازاریابی محتوای خود را بسازید که بسیار بهتر از یک نگاه گذرای مدیریت خواهد بود.

 

 

منبع:   contentmarketinginstitute.com

نظرات کاربران
فروشگاه اینترنتی
مشاوره فروش 021 22 22 11 42
پشتیبانی تلفنی 021 23067
درخواست پشتیبانی آنلاین